|
اگر تنها ترين تنها شوم باز هم خدا هست
|
بي پروايي كردم، و شادم كه چنين كردم. چه بسيار است مواقعي كه
نقشه هاي عميق و پرپيچ و خم ما عقيم مي ماند وكار بر ما سخت
مي شود. آن گاه يك حركت ديوانه وار و خطرآميز گره مي گشايد
و ما را نجات مي دهد.
افسوس! چه فكر بزرگواري مختل شده است! آيينه آداب و نمونه برازندگي
و منظور همه منظورها، افسوس كه سقوط كرده و سخت فرو مانده است.
آه! چه بدبختم من كه به سوگندهاي او گوش فرا داشتم، و اينك عقل مقتدر
او را مي بينم كه مانند زنگ هاي شكسته است، شاخه گل نو شكفته زندگاني
دستخوش ديوانگي شده است و از هم پاشيده است.
از اولين دقيقه اي كه روح من توانست در ميان مردم تميز بدهد
و آزادي خود را حس كرد، ترا براي مصاحبت خود اختيار كرده....
آن انساني را كه بنده شهوت نباشد به من نشان بدهيد، تا من او را
در قلب خود جاي بدهم، چنان كه تورا نيك جاي داده ام.