|
اگر تنها ترين تنها شوم باز هم خدا هست
|
عدهاي بر اين باورند كه نفس انسان قبل از تولد موجود بوده و معرفتهاي حقيقي پيش از پيدايش بدن حاصل گرديدهاند. نفس نيز بعد ازمرگ بدن به حيات خود ادامه مي دهد.
شايد بتوان عقل را يكي از منابع معرفت و معرفت حقيقي را نتيجه كار و فعاليت عقل دانست. در اثر فعاليت عقل به تدريج تاثيرات ذهني شكل ميگيرد و به صورت روشن، بامعني و مربوط در نظر ما ظاهر ميگردند.
همه ما بخشي از اوقات زندگيمان را صرف تفكر و حديث نفس ميكنيم. قوه تفكر و تعقل موهبتي است كه خداوند در وجود انسانها قرار داده و يكي از وجوه تمايز انسان با حيوان همين نيروست. نيرويي كه اگر درست به كار گرفته شود زندگي انسان را متعالي كرده و او را به مراتب بالاي سعادت و موفقيت ميرساند.
اما با نگاهي اجمالي به موضوع افكار و دغدغههاي روزانه خود متوجه ميشويم كه درصد بالايي از آنها و افسوس خوردن براي گذشته و نگراني از آينده اختصاص يافتهاند، به عبارت ديگر كمتر كسي را ميتوان سراغ گرفت كه براي امروزش زندگي كند و انرژي، وقت و فكر خود را براي آنچه كه از دست رفته ياهنوز نيامده تلف نكند. پيامد اين طرز تفكر چيزي جز نگراني و اضطرابهاي عصبي و هدر رفتن عمر نيست.
بيائيم با سرلوحه قرار دادن شعار "هر روز براي همان روز زندگي كن" از زندگي لذت ببريم و به غايت مطلوبي كه هر كس شايستگياش را دارد برسد.
البته اين مطالب به اين معنا نيست كه به فكر فردا نباشيم و يا اين كه گذشته خود را با تمام دستاوردهايش به فراموشي بسپاريم. بلكه بايددر آهنيني بر روي گذشته و ديروزهاي مرده بكشيم و كليد طلايي رجوع به آن را نگهداريم تا در مواقع ضروري تجربههاي سودمند حاصل از آن را دستاويزي براي بهبود شرايط كنوني كنيم. در مورد آينده ميتوان گفت كه بهترين راه ساختن فردا اين است كه تمام شوق و هوش خود را روي انجام كارهاي امروز متمركز كنيم و آنها را به نحو احسن انجام دهيم. موفقيتهاي كوچك هر روز پله رسيدن به موفقيتهاي بزرگ آينده هستند. پس لازم است به فكر فردا و هم آينده باشم.
بايد نگراني را كه زاييده افكار منفيست از خود دور كنيم. اگر هر روز براي همان روز زندگي كنيم ميتوانيم بار سنگين زندگي را تا شب بر دوش بكشيم و كارهايمان را هر اندازه كه دشوار باشند براي يك روز انجام دهيم و تا غروب عاشقانه و پاك زندگي كنيم و لذت ببريم.